علامه میرحامد حسین در کتاب تکمله نجوم السماء

0
57

بسم الله الرحمن الرحیم

کتابنامه

این کتاب توسط محمد علی آزاد کشمیری جمع آوری شده است.

در این کتاب با زبان فارسی به شرح حال علمای شیعه در قرن یازدهم و دوازدهم و سیزدهم هجری قمری پرداخته. مولف بیان میکند در این کتاب فقط به علمای مجتهدین و فقهای شیعه اکتفا نکرده بلکه نام اعیان و بزرگان دیگری که در رشته های دیگر مانند علوم عربیه یا فنون و یا علوم عقلیه دستی بر آتش داشته اند اشاره کرده.

در این کتاب علاوه بر نام علما و شرح حال ایشان با گزارش های تاریخی و اجتماعی با فضای تاریخی و احوالات آن روزگار به جامعه شناسی عمیق تری پی میبریم.

مولف بیان میکند این کتاب را در سال 1286 (ه ق)  شروع کرده و با این که فوت مولف در سال 1309 بوده این کتاب به پایان نرسیده و میرزا محمد مهدی که از فرزندان مولف است تکمله ای بر این کتاب داشته و کتاب را به پایان رسانده است.

علامه میرحامد حسین در کتاب تکمله نجوم السماء

جناب مستطاب آیت الله في ‌العالمین وحجته علی‌الجاحدین وارث علوم اوصیاء خیر‌البشر، المجدّد للمذهب الجعفری علی راس المائة الثّالثة عشر، مولانا ومولی‌الکونین، المقتفي لآثار آبائه المصطفین، جناب السیّد حامد‌حسین أعلی الله مقامه وزاد فی الخلد إکرامه؛

عقول عقلاء و الباب اَلِبّاء در درک علوّ مرتبت و سموّ منزلت، این بزرگوار مندهش، و حایر و السن بلغاء، و مقاول فصحاء از بیان ایسر فضایل و اقلّ فواضل، این حجّة الحقّ عاجز و حاصر است؛ همانا بِهْ که زبان کلیل قلم به تحریر شمّه ای از احوال تاریخیّه بگراید، لیکن مشکل است که از عهدۀ این مطلب هم کما ینبغی برآید.

نام نامیِ این بزرگوار در اصل سیّد مهدی است و کنیت مبارکه ابوالظّفر، لیکن به نام سیّد حامد‌حسین معروف و مشهور گردیده؛ وجه این شهرت آن است که: والد ماجدش در عالم منام متشرّف به زیارت جدّ امجدش سیّد حامد‌حسین رحمه الله بود که بعد الانتباه، خبر مسرّت اثر ولادت این نور نظر، به سمع مبارکش رسید. لاجرم به نام جدّ امجدش او را شهرت بخشید.

نسب شامخ الرّتب

هو العلّامة السیّد حامد‌حسین بن العلّامة السیّد محمدقلی بن السیّد محمدحسین المعروف بالسیّد الله کرم بن السیّد حامد‌حسین، بن السیّد زین العابدین بن السیّد محمد المعروف بالسیّد البولاتی، بن السیّد محمد المعروف بالسیّد مدا، بن السیّد حسین المعروف بالسیّد شمس‌الدّین بن السیّد الجلیل جمال الدیّن بن السیّد الأجلّ شهاب الدّین أبوالمظفّر حسین الملقّب بسیّد السّادات المعروف بالسیّد علاءالدین اعلی بزرک، بن السیّد محمد المعروف بالسیّد عزّ الدّین، بن السیّد الاوحد شرف‌الدّین أبي‌طالب المعروف بالسیّد الاشرف بن السیّد الاطهر ذی‌المناقب محمد الملقّب بالمهدی المعروف بالسیّد محمد المحروق، ابن حمزة بن علی بن أبي محمد بن جعفر بن مهدی بن أبي‌طالب بن علیّ بن حمزة بن أبي القاسم حمزة بن الإمام أبي ابراهیم موسی الکاظم بن الإمام أبي عبد جعفر الصّادق بن الإمام أبي جعفر محمد الباقر بن الإمام أبي محمد‌علی زین العابدین بن السّبط الشّهید ریحانة الرّسول وقرّة عین المرتضی والبتول أبي عبدالله الحسین بن أمیرالمؤمنین علی ‌بن‌ أبي‌‌طالب علیه السلام. سلام الله علیهم أجمعین.

تاریخ ولادت با سعادت

این بزرگوار در بلدۀ میرتهه به تاریخ پنجم ماه محرّم سال 1246ق (یکهزار‌ و دو صد و‌چهل ‌و شش) از هجرت متولد شد؛ محل ولادت آن قبلۀ دنیا و دین، در وقت ولادتش بیت سکنای والد ماجدش بود لیکن الحال حسینیّۀ معتبر است که همیشه به مجالس معمور است و محل نزول رحمت خواهد ماند.

عهد طفولیّت

در مبداء عمر آثار فرزانگی و اعلام علوّ مرتبت از ناصیۀ مبارکه اش تابنده بود. هر شب بی‌ آن که اخوانش از کتاب حملۀ حیدری میرزا رفیع باذل یک دو صفحه نخوانند خواب نمی‌فرمود. گویا شاعر عرب برای همین جناب این بیت نظم کرده بود:

وإذا امتطی مهداً فلیس بمینه   الّا نشید مدآئح الاجداد

در سنین خُردسالی چنان ذکاوت طبع از آن‌ جناب ظاهر می‌شد که مردم تعجّب‌ها می‌نمودند و وصول آن جناب را به مدارج عالیۀ علم و عمل تفرّس می‌کردند.

مبداء تعلیم

ابتداء تعلیم آن جناب در سال هفتم از عمر مبارک شروع شد، چنانچه جناب والد ماجدش
طاب ثراه به‌خطّ خود این امر را ثبت فرموده؛ عین عبارتش این است:

سیّد مهدی ابوظفر عرف سیّد حامدحسین سلّمه الله تعالی به تاریخ هفدهم ربیع الاوّل سنه 1252 هجریّۀ مقدسه که روز ولادت با سعادت حضرت رسالت است به مکتب نشسته پیش شیخ کرمعلی خواندن شروع کرد، خدای تعالی شأنه توفیق تحصیل تمامی علوم متعارفه و خواندن کتب متداوله عطا فرماید بجاه محمد و آله الاطهار.

و بعد از این عبارت، این دعا که مقتبس از کلام ربّانی است، مکتوباً به‌خطّ والده الماجدطاب ثراه یافته شد غالبا در مبدء مکتب نشینی به تلقین والد ماجد خود طاب ثراه آن را بر زبان مبارک فرموده باشند:

بسم اللّه الرحمن الرحيم، ربّ اشرح لي صدري ويسّر لي أمري، واحلل عقدة من لساني يفقهوا قولي، ربّ یسر وتمّم بالخیر وادفع عنّی کلّ ضیر.

بعد از انقضاء مدت یسیرۀ تعلیم آن جناب را، جناب والد ماجدش طاب ثراه خود متکفّل شدند و تا سال چهاردهم عمر، کتب متداولۀ ابتداییه را به انجام رسانیدند؛ سال پانزدهم عمر مبارک بود که والد ماجد آن جناب در لکهنو تشریف آورده به رحمت حقّ پیوستند، لاجرم برای تکمیل تحصیل رجوع به دیگران لازم افتاد؛ شطری از کتب ادبیّه مثل مقامات حریری و دیوان متنبّی، را پیش مولوی سیّد برکت علی صاحب و مدرّس بعض مدارس لکهنو خواندند. من بعد به خدمت جناب حجّة الإسلام مفتی‌الأنام مولانا السیّد محمدعباس التّستری طاب ثراه رسیده، کتاب مستطاب نهج البلاغه را بر آن جناب عرض نمودند. کتب علوم عقلیّه را از جناب السیّد مرتضی بن سلطان العلماء طاب ثراهما اخذ فرمودند، و اسفار علوم شرعیّه را از جناب سلطان العلماء و جناب سیّد العلماء برّدالله مضجعها فراگرفتند؛ بیشتر اختصاص‌شان از حیثیّت استفاده از اساتذۀ خود، مبهرِ اَلْباب است

وقتی که کتاب ریاض المسائل را از جناب سیّد العلماء طاب ثراه اخذ می‌فرمود احدی از تلامذه و مستفیدین جناب سیّد العلماء رحمه الله را تاب مجارات و مبارات آن جناب نبود؛ خود سیّد ‌العلماء رحمه الله بر توقّدِ خاطر و حدت ذهنِ آن جناب، آفرین‌ها می‌فرمود. و تمام مدت تحصیل در دو مقام آن جناب را با جناب سیّدالعلماء طاب ثراه در اخذ و تفهیم، فی الجمله تامّلی و توقّفی رخ نمود. حالات اخذ آن جناب مناهج التّدقیق را که از تصنیفات عالیۀ جناب سید‌العلماء رحمه الله می‌باشد، از این هم عجیب‌تر است؛ هنوز از کتاب مذکور نسخۀ مقروئۀ آن جناب در کتاب‌خانۀ آن جناب مخزون است، از مطالعۀ حواشی آن جودت نقد و عظمت تحقیق آن جناب در آن عمر، افادات کمالیّه و ارشادات عالیه بر هر ناظر بصیر واضح می‌شود.

بالجمله، در عرض چند سال، تحصیل علوم را به انجام رسانیده، اشتغال به خدمت تصانیف والد ماجد خود طیّب الله رمسه فرمود. اوّل، فتوحات حیدریّه را تصحیح و تنقید نمود و در آخرش عبارتی تحریر فرمود که دلالت بر کمال آن جناب در علم ادب دارد. من بعد رسالۀ تقیّه را که آن هم از تصانیف منیفۀ والد ماجدش طاب رمسه بود، تصحیح و تهذیب نمود. پس از آن به تصحیح و اشاعت کتاب مستطاب تشییدالمطاعن که [از] جملۀ نوادر عصر و افراد  دهر است اشتغال فرمود، سال‌ها[ی] سال در تبعیض و تصحیح، و مقابلۀ عبارات آن با اصول کتب مصروف ماند، و الحقّ احسانی عظیم بر مذهب اهل حقّ به این خدمت گران بها بگذاشت؛ هنوز از این مطلب فرصت دست نداده بود که از جانب مخالفین منتهی‌الکلام شایع شد، بعد از شیاع آن مخالفین از راه استکبار عرصه را بر عوام اهل حق بلکه خواصّ ایشان تنگ تصوّر می‌نمودند و فخرها بر ظهور چنین کتاب می‌کردند، خود مؤلّف منتهی‌الکلام بالاخوانی و هرزه ‌درایی را از حد گذرانیده بود و احدی را از اهل حقّ قادر بر جواب آن نمی‌دانست حتی اینکه می‌گفت: اگر اوّلین و آخرین شیعه جمع شوند، کتاب مرا جواب نتوانند نوشت! علماء عصر مثل سلطان العلماء و سیّد العلماء و جناب مولوی سیّد احمد علی محمد آبادی و جناب حجّة ‌الإسلام مفتی‌الأنام السیّد محمد‌ عباس تستری و دیگر اعلام رحمهم الله لسبب اغتشاش احوال سلطنت لکنهو و دیگر عوائق، از توجه به جواب کتاب مذکور ممتنع بودند، لیکن صاحب التّرجمه بحمدالله تعالی این مهم را در عرصۀ شش ماه انجام داد و کتاب استقصاء الإفحام في نقض منتهی ‌الکلام را تصنیف فرمود. بعض مباحث آن را علماء عصر ملاحظه نموده و حیرت­ها می‌نمود[ند] و به استماع مضامین کرامت آگین را، وجد می‌فرمودند. مباحث تایید اصولیّین آن را به سبب ذوق فقاهت جناب سیّد‌العلماء طاب ثراه بیش از پیش استجاده می‌کردند و به کلمات مستفحله و استعظام تمام آن را مذکور می‌ساختند. این کتاب از وقتی‌که شایع گردید، به نحوی کسر شوکت مخالفین شد که ناگفته می‌باشد. خود صاحب منتهی الکلام سال‌ها[ی] سال در بلاد هند گردش و والیان ریاست مخالفین او را به هر نهج مدد می‌کردند، لیکن از عهدۀ جوابش برنیامد و بعد او هم، در مخالفین اکثر اوقات اجتماعات عدیده و اعدادات شدیده برای جوابش به عمل آمد، لیکن منتج نتیجۀ نشد. الحاصل تصنیف استقصاء الإفحام در مغازی علمیه مثل غزوۀ احزاب تصوّر باید کرد و آیۀ: (((كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ)))‏ را شاهد حال باید دانست.

بعد از تصنیف استقصاء الإفحام به‌سوی تکمیل شوارق النّصوص توجه نمودند و در مدت یسیره، مجلدات عدیدۀ آن جمع فرمودند. این کتاب هم از آیات باهره و بیّنات زاهرۀ فضل و کمال آن‌جناب است.

من بعد به تصنیف و اشاعت کتاب عبقات‌الأنوار که اعظم ادلّۀ حقیّت مذهب اهل حقّ و اکبر حجج صدق دین اهل تشیّع است، عطف عنان فرمودند و تا آخر عمر در تصنیف و اشاعت آن اشتغال داشتند و مجلدات عدیدۀ آن‌ را ظاهر ساختند.

آن‌جناب را در سنه 1282 (یکهزار و دو صد و هشتاد و دو) سفر حجّ و زیارت عتبات عالیات پیش آمد در حرمین شریفین به کمال جدّ و جهد از کتب نادره انتخابات به قلم خاصّ فرمودند که مایۀ حیرت اولی الالباب است جابجا در عبقات ذکر این مطلب می‌فرمایند کما لا یخفی علی من طالع مجلداته.

در این سفر با علماء عراق اجتماعات مختبرانه واقع شد و جملۀ علماء آن جا احترامات فوق العاده نسبت به آن‌جناب به‌عمل آوردند بعد از مراجعت از این سفر اقبال تامّ بر تکمیل تصانیف خود فرمودند و جمیع اوقات خود را مستغرق در جهاد علمی نمودند.

در آخر عمر امراضی که از کثرت محنت در اشغال علمیه حاصل شده بود و در صدر و ضعف دماغ و قلّتِ اشتهاء و تحوّل بدن غلبه نمود. لیکن در اشتغال به تصنیف تقلیلی نفرمودند و چون اشغال علمیه به منزلۀ غذای روحانی بود اکثر اوقات اشتغال به مطالعۀ کتب و املاء مضامین مؤیّد روحانی می‌شد. در تصنیف و مجاهدۀ دینی به حدی انهماک داشتند که هرگاه به وجه درد صدر، دست یمین از کار افتاد، به دست یسار تحریر می‌نموند و هرگاه دست یسار هم کار نمی‌کرد به زبان املاء می‌فرمودند. هیچ مانعی را در این‌باب مانع نمی‌نگاشتند، و همیشه عَلَم نصرت دین مبین در دست داشتند.

تا آنکه در هیجدهم ماه صفر سنه 1306ق (یک هزار و سه صد و شش) داعی اجل را لبیک اجابت فرمودند و در حسینیّۀ جناب غفران‌مآب طاب ثراه مدفون شدند.

هرگاه خبر وفات آن ‌جناب در عراق رسید مجالس عدیدۀ فاتحه ‌خوانی بنا شد و تمامی علماء شریک عزا شدند و اکابر او با قصائد کثیرۀ لاتحصی در مرثیه انشاء نمودند.

تصانیف عالیه

اعظم تصانیف آن‌جناب کتاب عبقات الأنوار في إمامة [الأئمة] ‌الاطهار است که سی مجلد می‌باشد. و از آن‌جمله است کتاب استقصاء الإفحام في نقض منتهی‌ الکلام که ده مجلد می‌باشد. و از آن‌جمله است کتاب شوارق النّصوص که پنج مجلد است. و از آن‌جمله است کتاب کشف المعضلات في حلّ المشکلات که مجلدات عدیده دارد. و از آن‌جمله است الغضب البتار فی مبحث آیة الغار که مجلد مبسوط است. و از آن‌جمله است إفحام أهل المین في ردّ إزالة الغین که مجلدات عدیده دارد. و از آن‌جمله است النّجم الثاقب في مسئلة الحاجب في الفقه و هذا الکتاب عجیب جدّاً و له ثلث قوالب کبیر و وسیط و صغیر. و از آن‌جمله است الدرّر السّنیّة فی المکاتیب و المنشأت العربیّة ولیس له نظیر. و از آن‌جمله است زین الوسائل الی تحقیق المسائل مجلدات عدیده دارد وهذا الکتاب فیه فتاویه الفقهیّة و غیرها. و از آن‌جمله الذرائع في شرح الشّرائع في الفقه لم یتّم ؛ و از آن‌جمله است أسفار الأنوار عن وقایع أفضل الأسفار ذکر فیها ما سنح له فی سفره إلی الحجّ وزیارة أئمّة العراق سلام الله علیهم.

صاحب مآثر از بزرگی شرف بی‌نظیرش اعتراف داشته مختصراً می‌نویسد:

میرحامدحسین لکهنوی از آیات الهیّه و حجج شیعۀ اثنی عشریّه است گذشته از مقام فقاهت، در علم شریف حدیث و احاطۀ تامّ بر اخبار و آثار و معرفت احوال رجال، از شعب شیعه و اهل سنت و جماعت، اوّلین شخص امامیه است قولاً مطلقا. و در فن کلام لا سیّما مبحث امامت که از صدر اسلام تا کنون ما بین ما دو فرقۀ بزرگ از این ملّت میمون، معنون گردیده، صاحب مقامی مشهود است و موقفی بین المسلمین مشهور.

هرکس کتاب عبقات‌الأنوار این بزرگوار دیده باشد، می‌داند که در ابواب مذکور در کتاب مسطور، از اوّلین و آخرین، احدی بدان منوال سخن نرانده است و بر آن نمط تصنیف نپرداخته.

از علامات [و] امارات مؤیّد بودن وی مِنْ عند الله، ظفر یافتن اوست به صواقع خواجه نصر‌الله کابلی، که شاه صاحب دهلوی تمام آن را انتحال نموده. و از آثار موفّق بودن او به دست آوردن کتب و اسباب و اساسات تالیف و جمع است. می‌گویند در انواع علوم قرب سی هزار مجلد ما بین صغیر و کبیر و خطیر و یسیر در کتاب‌خانۀ عامرۀ این مرتضی‌العصر، نسخۀ موجود است. و این سخن را از واعظی بزرگ نیز شنیدم که در طهران بر فراز منبری مذکور داشت و الله العالم.

اگرچه این سیّد اجلّ و حافظ اکمل از مردم ایران نیست، مقام دودمان کرامت نشان ایشان در لکهنو از ممالک هندوستان می‌باشد ولی چون اصلاً از نیشابورند پس در این‌باب از این کتاب می‌بایستی مذکور شوند.

في التّاریخ که سنۀ 1307 است خبر رسید که به جنّت جاوید خرامید قدّس الله لطیفه وسرّ روحه الشّریفه. انتهی.

 

 

مقاله قبلیعلامه میرحامد حسین در نامه دانشوران ناصری

دیدگاه :

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

15 + چهار =