علامه میرحامد  حسین در علماء معاصرین

0
147

بسم الله الرحمن الرحیم

کتابنامه

علمای معاصرین یا علمای معاصر کتابی به زبان فارسی، نوشته ملاعلی واعظ تبریزی (متوفای ۱۳۲۷ش) است که به سرگذشت سیصد تن از مشاهیر و بزرگان شیعه در ایران، عراق و هند می‌پردازد. این کتاب در سال ۱۳۶۵ق به همت محمدباقر آقاخویی کلکته‌چی و به‌خط میرزا طاهر خوشنویس در چاپخانه اسلامیه به چاپ رسید.

علامه میرحامد  حسین در علماء معاصرین

میر‌حامد‌حسین لکهنوی المتوفّی ایضاً سنۀ 1306[ق] از آیات الهیّه و حجج شیعۀ اثنی عشریّه است. گذشته از مقام فقاهت، در علم شریف حدیث و احاطۀ تامّ بر اخبار و آثار، و معرفت احوال رجال از شعب شیعه و اهل سنت و جماعت اوّلین شخص امامیه است قولاً مطلقا. و در فنّ کلام لا سیّما مبحث امامت که از صدر اسلام تا کنون ما بین دو فرقۀ بزرگ از این ملّت میمون و معنون گردیده صاحب مقامی مشهود است و موقفی بین المسلمین مشهور.

هرکس کتاب عبقات الأنوار این بزرگوار دیده باشد می‌داند که در ابواب مذکور در کتاب مسطور از اوّلین و آخرین احدی بدان منوال سخن نرانده است و بدان نمط تصنیف نپرداخته. از امارات مؤیّد بودن وی من عند الله، ظفر یافتن او است به صواقع خواجه نصرالله کابلی که شاه صاحب دهلوی تمام آن ‌را انتحال [نموده]. و از آثار موفّق بودن او به دست آوردن کتب و اسباب و اساسات تالیف وجمع است. می‌گویند در انواع علوم قرب سی هزار مجلد ما بین صغیر و کبیر و خطیر و یسیر در کتاب‌خانۀ عامرۀ این مرتضی‌العصر، نسخه موجود است. و این سخن از واعظی بزرگ نیز شنیدم که در طهران بر فراز منبری مذکور داشت؛ و الله‌العالم.

اگرچه این سیّد اجلّ و حافظ اکمل از مردم ایران نیست و مقام دودمان کرامت نشان ایشان در لکهنو از ممالک هندوستان می‌باشد ولی چون اصلاً از نیشابورند پس در این باب می‌بایستی مذکور شوند.

في التّاریخ که سنۀ 1306[ق] است خبر رسید که به جنّت جاوید خرامید قدّس الله لطیفه وسرّ روحه الشّریفه.

[در احسن الودیعه آمده است:] لسان الفقهاء و المجتهدین و ترجمان الحکماء و المتکلّمین و سند المحدثین مولانا سیّد حامدحسین بن مفتی سیّد محمدقلی موسوی نیشابوری کنتوری رحمه الله از اکابر متکلّمین باحثین دیانت و ذابّین بیضۀ شریعت و حوزۀ دین حنیف بود. و صیت او در شرق و غرب شایع و به فضلش عجم و عرب معترف گردید. جامع فنون علم، واسع الأحاطة، کثیر التّتبّع، دائم المطالعة، محدث رجالی ادیب اریب. عمر شریف خود را در تصنیف و تالیف صرف کرده گفته‌اند که آن‌قدر با دست راست نوشت که عاجز و آن دست عاطل گشت پس با دست چپ بنگاشت. و در بلدۀ لکهنو مکتبۀ بزرگی و بی‌نظیری داشت از انواع کتب و لا سیّما از کتب مخالفین. بالجمله آن بزرگوار در دیار هندیّه سیّد‌المسلمین حقّا و شیخ الأسلام صدقاً بود و مردم عصرش قاطبةً بر علوّ شأن او در دین و سیادت و حسن اعتقاد و کثرت اطلاع وسعۀ باع و لزوم طریقۀ سلف معتقد و معترف بودند.

مشایخ آن بزرگوار: در علم کلام بر والد علّامۀ خود، و در فقه و اصول بر سیّدالعلماء سیّد حسین، و در معقول بر سیّد مرتضی بن سیّد محمد سلطان‌العلماء تلمّذ کرده و از بعضی مجموعه‌های معتبره ظاهر می‌شود که بر ابحاث علماء نجف اشرف نیز حین تشرّفش بزیارت عتبات عالیات حاضر شده. [1] والله العالم.

وفات و مدفن آن عالم وحید: در هیجدهم شهر صفر سنه 1306 هجری واقع شده چنانکه در رساله[ای] که صدیق ما سیّد علی ‌نقی هندی سلّمه الله در احوال علماء هند نوشته و بما فرستاده مذکور است در حسینیّه (خود آن)  غفران‌مآب در لکهنو دفن گردیده قدّس سرّه .

تقریضات عبقات‌الأنوار

عالم جلیل آقا شیخ عباس هندی شیروانی رسالۀ مخصوصی موسوم به سواطع‌الأنوار فی تقریضات عبقات‌الأنوار تالیف فرموده تا بیست و هشت تقریض از آیات الهیّه و حجج اسلامیة نقل نموده و در پنج تقریض تصریح شده بر اینکه صاحب عبقات أسکنه الله في روضات الجنّات دویست جلد مؤلّفات و مصنّفات دارد و رسالۀ مذکوره در ضمن کتاب زینة الأنشاء در سنۀ 1303 در هندوستان در بلدۀ لکهنو که محل اقامت طایفۀ شیعه و مرکز علماء امامیه است در مطبع بشان مرتضوی طبع شده و چون تقریض مرحوم آیت‌الله حاج شیخ زین‌العابدین مازندرانی از همۀ آنها اجمع و ابسط و محتوی بر مقاصد عالیه و فواید سامیه و مطالب مهمه و مواعظ کامله و به لسان پارسی بود، لذا به تمامه در حواشی تتمّۀ محرّم ‌الحرام از کتاب وقایع الأیّام[2] نقل کرده‌ایم.

تقریض مرحوم آیت‌الله میرزای شیرازی بر عبقات‌الأنوار

پس از حمد و صلوات جای آن دارد که گویم آن کتاب آیه حقّ است بر اهل صواب عبارات وافیه و اشارات شافیه‌ اش دلیل خبرت است و محل عبرت معلوم است که از عیون افکار صافیه مخرج است و از خلاصۀ اخلاص منتج:

حیات دین نه بجنگ است و آبياری سیف   که عالمان به قلم کار سیف می‌بینند

اگرچه می‌دانم ارباب ذهن را دهن پیوسته چاک ولی ذوات مقدسۀ پاک را از اعلاء کلمۀ حق چه باک؟ با جنود مجنّدۀ حق، خشب مسنّده را چه نسبت است و ظلالِ ضلال را در قبال مهر انور چه جرأتی است؟! الخ.

مؤلّف گوید: استقصاء تقریض عبقات‌الأنوار خارج از حیّز تقریر و بیرون از حیطۀ تحریر است ولی همین قدر بس که در یکی از تقریضات گوید در سالی جمع کثیر و جمّ غفیری از تپۀ ضلالت به شارع هدایت، آورده، مستبصر و شیعه می‌نماید. چنانچه از بغداد و مکه و شام و حلب و خود بلاد هندوستان مسموع شده است که جماعتی به واسطۀ مطالعۀ چند جلد کتب مطبوعۀ ایشان ترک قول (((إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَىٰ آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ)))[3] گفته، متأسی بأسوۀ حسنۀ (((وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ)))[4] گردیده‌اند.

موضوع عبقات‌الأنوار

همۀ مجلدات آن کتاب مستطاب در نقض هفوات و ردّ کلمات باب امامت تحفۀ اثنا عشریّۀ مولوی شاه عبدالعزیز بن ولی الله دهلوی، متعصّب عنود است که جمله [ای] از احادیث متواترۀ وارده در امامت حضرت امیر علیه السلام را انکار کرده و صاحب عنوان علیه الرّحمة والرّضوان، خواسته که تواتر هر یک از آن اخبار را از اهل سنت و جماعت اثبات بفرماید. پس خبر را نقل می‌کند و از طبقۀ اصحاب و تابعین و تابعی تابعین، اشخاصی که آن‌را روایت کرده‌اند وارد می‌نماید پس از آن، آنچه از رجال عامّه در توثیق آن روات، وارد شده ذکر می‌فرماید. بعد اسماء محدثینی که آن خبر را در کتب معتبرۀ خود نقل کرده‌اند بترتیب قرون و طبقات با اثبات اعتبار ایشان از کتب قوم به نحوی که احدی بر وی سبقت نگرفته می‌نویسد.

و آنچه از مجلدات عبقات به نظر احقر رسیده و از مطالب آنها انتخاب و در مجلد دوم منتخب المقاصد ثبت شده بدین قرار است:

مجلد «منزلت»: در مطبع نور لکهنو سنۀ 1295 هجری طبع شده و در آن کتاب تواتر حدیثِ ”اَنتَ منّی بمَنزلة هرونَ من موسی الّا أنّه لا نبيّ بعدي“ را ا ز هشتاد و نُه تن از محدثین مشاهر و اساطین نحاریر اهل سنت، بأسمائهم وألقابهم وکناهم وبلادهم وأسامی کتبهم وتوثیقهم ونقل اعتبار مؤلّفاتهم من طرقهم، نقل فرموده.

مجلد «طیر»: در مطبعۀ بستان مرتضوی سنۀ 1306 سال وفات آن مرحوم طبع شده. و در این مجلد در دفع شبهات صاحب تحفه زیاده از هشتاد تن از عظماء علماء ایشان به نام و نشان که در کتب خود ذکر کرده‌اند و هفت نفر از آنها که مجلد مخصوصی در بیان طرق حدیث طیر تصنیف پرداخته‌اند نقل فرموده.

مجلد ثانی «غدیر»: زیاده از دویست و ده تن از محدثین و مورّخین و مفسّرین قوم را با ذکر تراجم و تقریظ مؤلّفین و تقریض کتب ایشان از اکابر و فضلاء عامّه مشروحاً و مفصّلاً ذکر فرموده که حدیث شریف «غدیر» را نقل نموده‌اند.

و در اثبات تواتر حدیث مذکور گوید: که زیاده از یکصد صحابه آن‌را روایت کرده‌اند.

و در جواب صاحب تحفه، عبد العزیز دهلوی که آ مدن «مولی» بمعنی «اولی» را انکار کرده زیاده از چهل نفر از اعاظم و اکابر و معروفین و مبرّزین علماء عامّه را بنام و نسب و لقب شمرده که تصریح کرده‌اند بر اینکه «مولی» بمعنی «اولی» آمده است.

و تا بیست و دو نفر از علماء اعیان و محدثین جلیل الشّان ایشآن‌را نقل کرده که نزول آیۀ: (((يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ))) را در واقعۀ غدیر خمّ روایت کرده‌اند.

و اشعار حسّان بن ثابت را از هشت تن از اکابر علماء قوم، و قصّۀ حارث بن نعمان را از هیجده نفر از اعاظم علماء و فضلاء ایشان نقل کرده، که تفصیل همۀ این ها بما لا‌مزید علیه در عبقات مضبوط و مقدار وافی در منتخب‌المقاصد مذکور است.

و مجلد «نور»: از هشت نفر صحابه و هشت تن از تابعین و چهل نفر از علماء و فضلاء قوم روایت کرده که حدیث نور را نقل کرده‌اند.

و مجلد «تشبیه»: از سی و شش نفر از طبقۀ مائۀ ثانیه تا مرتبۀ مائۀ ثالث عشر، به همان اسلوب نقل فرموده. و مجلد ولایت از شصت و پنج تن از اجلّۀ ارکان و ائمّة اعیان به همین طریق ذکر کرده.

و مجلد «مدینة العلم» ایضا به همان نحو از کتب معتمدۀ قوم اثبات فرموده.

موضوع کتاب استقصاءالإفحام

امّا کتاب استقصاء الإفحام و استیفاء الانتقام در نقض منتهی الکلام است از تألیفـ[ات] مولی حیدر علی فیض آبادی از متعصّبین اهل سنت و جماعت، معاصر صاحب استقصاء. و کتاب فارسی مبسوطی است مشتمل بر ده مجلد که بعض اجزاء آن در مطبعۀ مجمع البحرین لودیانۀ هندوستان سنۀ 1315[ق] در سه جلد به طبع رسیده و در آن کتاب مستطاب در اثبات وجود مقدس حضرت حجّة عجّل الله فرجه از کتب قوم استقصاء نموده و کثیری از احوال و تراجم علماء و رجال اهل سنت و توثیق ایشان و مراتب اعتبار کتب‌شان از مؤلّفات معتمدۀ قوم و مصنّفات متقنۀ اکابر آنها، چنانچۀ طریقۀ حسنۀ آن علّامۀ روزگار است، مانند عبقات‌الأنوار، شرح داده و در بعضی از اصول دینیّه و فروع عملیّه تکلّم نموده و در همۀ آنها آنچه حقّ است اثبات فرموده.

و بفضله تعالی و حسن توفیقه، مجلد اوّل آن کتاب شریف که مشتمل بر هزار و صد و بیست و دو صفحۀ رحلی، در کاغذ رقیق هندی، به خطّ جلی است، به نظر حقیر رسیده و تا نصف آن که تقریباً زیاده از ششصد صفحه است مطالعه و از مقاصد جلیله و فوائد نفیسۀ آن به قدر صد و شصت و پنج صفحۀ خشتی انتخاب، و در مجلد اوّل منتخب‌ المقاصد و منتخب‌ الفوائد، که محتوی بر هشت مجلد است درج کرده‌ام  فلله درّ مؤلّفه وجزاه عن الدّین وأهله خیر جزاء الصّالحین وحشره مع أجداده الطّاهرین.

و مرحوم علّامه نوری نور الله مرقده در نجم ثاقب کثیری از روایات همین استقصاءالإفحام نقل فرموده

(دو نجل محترم مترجم معظّم)

صاحب عنوان علیه الرّحمة والرضوان را دو نجل عالم بارع جلیل معاصر هست.

یکی شمس‌العلماء و سیّد ناصرحسین أیّده الله که عارفست به رجال و حدیث، واسع التّتبّع، کثیر الاطلاع، دائم المطالعه و أحد مراجع اهل هند است. 19 جمادی الآخرة سنۀ 1294[ق] متولد و در خدمت والد ماجدش سیّد محمدعباس رحمه الله تحصیل کرده و از اخیر روایت می‌کند.[5]

و از مؤلّفاتش نفحات الأزهار فی فضائل الأئمّة الأطهار و إثبات حدیث ردّ الشّمس و دیوان الخطب و کتاب المواعظ و مسند فاطمه بنت الحسین علیها السلام و ایضاً مشغول است به اتمام کتاب والد بزرگوارش عبقات‌الأنوار و چند مجلدی از تالیفاتش درآمده زاد الله توفیقه وجعل التّقوی رفیقه.

و دیگری عالم سیّد ذاکر‌حسین که حواشی بر عبقات والد ماجدش دارد.

هدیة الأحباب: بعد از نقل وفات صاحب ترجمه می‌فرماید[6] لکن بمفاد:

زنده است کسی که در دیارش   باشد خلفی بیادگارش

جناب میر سیّد ناصرحسین خلف آن بزرگوار در جمیع کمالات و آثار وارث آن پدر و ثانی آن بحر زخّار و مصداقها این بیت است:

إنّ السّرّی إذا سری فنفسه   وابن السّری إذا سری سراهما

و گوید چند مجلد هم از تتمیم عبقات از تالیف سیّد ناصرحسین تا به‌حال طبع شده أدام الباري برکات وجوده الشّریف وأعانه لنصرة الدّین الحنیف.

برادر مکرّم صاحب ترجمه

 

مآثر و آثار[7]: میرغازی حسین لکهنوی برادر میر‌حامد‌حسین است در علم و عمل و توفیق تصنیف و ترویج مذهب و امثال ذلک، با برادر برابر بود به چندین سال از این پیش مشارالیهما معاً از هندوستان، به زیارت عتبات متعالیات عراق عرب آمده با علماء عظام ملاقات­ها مختبرانه فرمودند. و به‌موجب مشرب شریف و مذهب لطیف خود از علماء ایران، شریعتمدار حاجّ میرزا حسین نوری طبرسی را پسندیدند و از آن وقت باز ابواب مکاتبه در ما بین ایشان مفتوح گردید. ولی میرغازی حسین چند سالی است که به رحمت ایزدی پیوسته قدّس سرّه .

 

 

[1]. اصفهانی کاظمی، احسن الودیعه، ج 1، ص 104.

[2]. ص 48 – 88.

[3]. سورة زخرف: 23.

[4]. سورة الصافات: 83.

[5]. اصفهانی کاظمی، احسن الودیعه، ج1، ص 108.

  1. 1. قمی، هدیّة الأحباب، ص 177.

[7]. ص154.

مقاله قبلیعلامه میرحامد حسین در طبقات اعلام الشیعه
مقاله بعدیعلامه میرحامد حسین اَلْفَوائدُ الرّضَویّة فی اَحْوالِ عُلَماء الْمَذْهَبِ الْجَعْفَریّة

دیدگاه :

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

چهار × 4 =