شخصیت شناسی علامه سید محمد قلی (والد صاحب عبقات)

0
183

حدود دو قرن است که نام و یاد علامه کبیر سید محمد قلی موسوی و فرزندان، نوادگان، خاندان و نیاکانش در بلاد هند و دیگر کشورهای اسلامی، آوازه افکنده و بیت اصیل و شریف او، از بیوت پرافتخار شیعه در عالم اسلام است.
سیدمحمد قلی و فرزندانش در زمانی می‌زیستند که هجوم به باورها و عقاید شیعه، به اوج خود رسید و مولوی عبدالعزیز دهلوی (م 1239ق) با نگارش تحفه اثنا عشریه، به ردّ و نقد مذهب حقّه امامیّه برخاست و با عباراتی سخیف و خالی از برهان و آکنده از تهمت و دروغ، به شیعه حمله کرد. وی با کتابش، خدمتی بزرگ به استعمار بریتانیا ـ که در پی غارت ثروت و منابع عظیم انسانی و مالی به هندوستان آمده بود ـ نمود. با گذشت زمان و ترجمه و تلخیص این کتاب به زبان های اردو و عربی، نیروهای عظیم امّت اسلامی، دچار تفرقه و اختلافی شدند که همچنان ادامه دارد. وی، این کتاب را پیش از بحث با علمای شیعه منتشر کرد. در این زمان مردان حق و رجال حقیقت، مانند: میرزا محمد دهلوی (صاحب نزهة اثناء عشریه) و سید محمد قلی موسوی و فرزندش میرحامد حسین (صاحب عبقات) به پا خاستند و از ساحت مقدس امیرالمؤمنین (علیه السلام) مردانه دفاع کردند؛ آنان حق را آشکار ساختند و کتاب‌های عظیم و جاودانه ‌ای مانند: تشیید المطاعن و عبقات الانوار را پدید آوردند.
این مقاله، به شرحِ زندگی علامة بزرگ و فقیه و متکلم سترگ شیعه آیة الله العظمی سید محمدقلی موسوی لکهنوی می‌پردازد. شخصیتی که هنوز ـ بعد از دویست سال ـ اثرِ نَفَسِ شریفش در شهر «لکهنو» باقی است. خانواده‌اش همچنان پرچمدار علم و فقاهت هستند و کتاب هایشان، پرتو افکن حق و حقیقت. نام و یادشان جاودانه باد.
ولادت

علامه بزرگ سید محمد قلی موسوی، در بامداد روز دوشنبه پنجم ذیقعدة 1174 یا 1188ق در «کُنتور» زاده شد.[1] (مطابق با سال 1774 م و 1153 هجری شمسی)
نسب آن سید بزرگوار با 25 واسطه به حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) می‌رسد؛ بدین شرح:
سیدمحمد قلی، بن سید محمد حسین معروف به الله کرم، بن سید حامد حسین، بن زین العابدین، بن سیدمحمد بولاقی، بن سیدمحمد معروف به سید ملا، بن سید حسین معروف به سید میئهر، بن سید حسین، بن سید جعفر، بن سیدعلی، بن سید کبیرالدین، بن سید شمس الدین، بن سید جمال الدین، بن ابوالمظفر سید شهاب الدین حسین (ملقب به سیدالسادات)، بن سیدعزالدین محمد، بن سید شرف الدین ابوطالب، بن سیدمحمد محروق، بن حمزه، بن علی، بن ابی محمد، بن جعفر، بن مهدی، بن ابی طالب، بن علی، بن حمزه، بن ابی القاسم حمزه، بن الامام الکاظم موسی بن جعفر (علیه السلام) .[2]
خاندان

او از خاندانی بزرگ ـ از سادات مشهور نیشابور ـ با پیشینه‌ای علمی و سترگ برخاست. پدرش سیدمحمد حسین (معروف به الله کرم)، از علما و فقهای زمان خویش بود که بسیاری از علوم را نزد مولوی عبدالرب حضرت پوری (که در نهان، شیعه بود) آموخت و قرآن و بسیاری از کتب حدیثی را مانند: تحفه الزائر و حق الیقین (علامه مجلسی) و جامع عباسی (شیخ بهایی) را استنساخ کرد.
نواده اش سیداعجاز حسین، دربارة او می نویسد:
سید محمد حسین، فرزند سید حامد حسین، فرزند سید زین العابدین کنتوری نیشابوری، عالم فاضل زاهد، فقیه با تقوا و پرهیزگار بود و مانندی برایش در زهد و عبادت، در زمان خودش یافت نمی  شد. پدرم (سید محمدقلی) می گفت: او از اوّل تکلیفش، نمازهای نافله  اش فوت نشد و او صاحب کرامات، جلیل القدر، عظیم الشأن و برکنار از خلق و دور از دنیا و اهلش بود.
اصول و فروع را از شیخ عبدالرب حضرتپوری فراگرفت و کتب بسیار به خطش نگاشت و دعاهای فراوان از کتب معتبره انتخاب و گردآوری کرد و قرآن را هم به خطّش، کتابت نمود. و این کتاب ها در کتابخانه پدرم(ره) موجود است و زمانی که او درگذشت، والد علامه  ام هفت ساله بود. وفات سید موصوف الصدر هم در سال 1181 بود.(3)
او پیش از ولادت فرزند برومندش در عالَم رؤیا دید حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به او سه میوه عطا فرمود که دو تا نارس و یکی رسیده و کامل بود. پس از آن، خداوند سه پسر به وی داد که آن ها را مهدی قلی، هادی قلی و محمدقلی نامید؛ ولی دو فرزند نخست در کودکی و نوجوانی بدرود زندگی گفتند و تنها سید محمدقلی برایش ماند و «آن علامه را حق سبحانه و تعالی به فضل و کمال، فایق علی الامثال گردانید و تعبیر خواب آن عالی جناب به ظهور انجامید».(4)
نیاکانش همه از سادات عالی درجة نیشابور بودند که در حمله هولاکو خان مغول، از نیشابور به سوی هند، مهاجرت نمودند. آزاد کشمیری می  نویسد:
سید شرف الدین با برادرش سید محمد، در حادثه هولاکوخان از مُلک خراسان برآمده، در دیار هندوستان رسیدند. وی دارای کمالات صوری و معنوی بود و در قصبه کنتور مقیم گشت تا آن که از این عالم نقل کرد. بعد از وی، سید عزالدین پسرش به جای پدر قائم مقام شد و از وی، پسر رشیدش میر سیدعلاءالدین (یا در نقل دیگر ابوالمظفر شهاب الدین) متولد گشت و بعد از بلوغ، انواع علوم صوری و معنوی حاصل کرد. او به مدارج دینی و دنیوی رسید و در مرتبة ارشاد و بذل و عطا مشهور بود و صاحب تصانیف لایقه است. در قصبه کنتور نشو و نما یافت و در همان جا وفات کرد و همگی سادات نیشابور که در آن جا رحل اقامت انداخته  اند، از نسل سید علاء الدین مذکورند و الحال هم اکثر اعیان و اشراف، از نسل سید مزبور در قصبة کنتور موجودند و مرقد پاکش، در کنتور زیارتگاه خلایق نزدیک و دور است.[5]
تحصیلات

سیدمحمد قلی، کتاب های اوّلیه را در لکهنو نزد فضلای عصرش فرا گرفت و پس از آن به محضر پرفیض علامة غفران مآب سید دلدار علی نقوی (1166ـ 1235ق) رسید و از او بهره های فراوان برد و خود با فکر، دقت و مطالعه در اکثر علوم و فنون ـ به ویژه در علم کلام ـ تبحّر و احاطه بسیار پیدا کرد. عظیم آبادی می  نویسد: «اکثر کتب درسیه را به فکر و مطالعة خود برآورده، به غایت ذکی الطبع و حدید الذهن بود».[6]
تدریس و قضاوت
آوازة مرحوم علامه سیدمحمد قلی و تدریس او، بسیاری از فاضلان و دانش  پژوهان را به سویش کشانید. او، نخست در شهر «میرتهه» ـ از توابع لکهنو و نزدیک دهلی ـ به تدریس، قضاوت و احیای حق و عدالت اشتغال داشت و متصدّی مقام فتوا بود و در آن جا رساله «عدالت علویه» در بیان احکام قضا و افتا و شرایط قاضی و مفتی را نگاشت. به نوشته مرتضی حسین: «او در فیصله دادن مرافعات و حلّ مشکلات طرفین دعوا شهرت یافته بود و دربارة کرامات وی سخن‌ها شنیده شده است».[7] به نوشتة آزاد کشمیری:
… رسالة عدالت علویه که شاهد عدل بر حزم و احتیاط آن جناب است، در همان أحیان تألیف نموده و حکایات قضا و افتا و فیصله  جات آن والاصفات بر السنه و افواه عام و خاص، سایر و دایرند. و از جمله کرامات باهرات آن جناب است آن چه از بعض ناقلین به سمع راقم الحروف رسیده که وقتی که آن جناب در قضایای مرفوعه نظر می فرمود و در فصل خصومات شروع می نمود و بعد امعان نظر، حق را به سوی احد المتخاصمین ظاهر می‌فرمود، چنان به وقوع می پیوست که اگر یکی از آن دو شیعی است، او را بر مقابلش که از مخالفین می  بود ظفر حاصل می آمد و همچنین اگر یکی از ایشان از اهل اسلام می‌ بود و خصم او از کفار، حق به سوی اسلامی ظاهر و آشکار می ‌شد.[8]
تدریس

آن عالم بزرگ، در مدّت تدریس خویش، شاگردان فراوانی پرورش داد که برخی از آنان عبارتند از:
1 ـ فرزند برومندش، علامه کبیر سیدمیرحامد حسین (1246ـ 1306ق) صاحب عبقات الانوار؛
2 ـ فرزند بزرگ ترش، مولانا سید سراج حسین (1211ـ 1273ق) حکیم، طبیب، ریاضی دان و صاحب «رساله در مخروطات»؛
3 ـ فرزند میانی  اش، علامه سید اعجاز حسین (1240ـ 1286ق) صاحب کشف الحجب و شذور العقیان؛
4 ـ سلطان العلماء سیدمحمد نقوی نصیرآبادی (1199ـ 1284ق) صاحب طعن الرماح و الضربة الحیدریة .
5 ـ دامادش، سیدغلام حسنین کنتوری (1247ـ 1337ق) صاحب انتصار الاسلام.
تألیفات

از آن متکلم نامی شیعه، تألیفات و تصنیفات بسیار در علوم فقه، حدیث، تفسیر و بیش از همه کلام و عقاید برجای مانده است. روشن است که تألیف کتب متعدّد کلامی نیازمند آگاهی‌ های بسیار در دانش  های گوناگون است که این مهم در جای جای نوشتارهای علامه سید محمدقلی به چشم می  خورد. صاحب تذکرة العلماء دربارة او می نویسد:
مدقق محقق، فاضل لوذعی (بسیار زیرک)، سید جلیل اوحد المعی (تیزهوش)، مولوی سید محمد بن محمد بن حامد کنتوری، مشهور به سیدمحمدقلی که یکه  تاز معرکه فضل و کمالات و مناظر میدان مناظرات و مباحثات بود. تصانیف انیقه اش بر نصرتش مذهب حق را دلیلی است ساطع و برهانی است قاطع … .[9]
مرتضی حسین هم می  نویسد:
وی در حدیث، رجال، تاریخ و مناظره رکن بزرگی در شبه قاره هند بود. کتاب هایش برای ملت جعفریه باعث افتخار است؛ چراکه دَری تازه در زمینه تفسیر و کلام و مناظره بر روی اهل تحقیق و بحث گشود. وی در وسعت نظر و دقت در تحقیق و رعایت اصول نگارش یگانه عصر خویش بود و در حقیقت، یکی از مناظرین برجسته شبه قاره هند به شمار می‌رفت … .[10]
نویسندة نجوم السماء هم می ‌نویسد:
از اکابر متکلمین عظام و اجله علمای اعلام و اساطین مناظرین فخام (بلند مرتبه) ـ بود ـ . جِدّ و جهد و کدّ و کدّ او در إعلای لوای شریعت و حمایت دین و ملت کالنور علی شاهق الطور (مانند روشنایی بر بلندای کوه طور) بر السنه جمهور مذکور (بر زبانهای تمام مردمان جاری) [است] و نوادر تحقیقات و غرایب تدقیقات و محامد صفات و معالی کرامات آن رفیع الدرجات در مصنفات و مؤلفات متأخرین مرقوم و مسطور [است]. صیت فضل و کمال آن محیی طریقة آل در شش جهت احاطه نموده، در سایر علوم دینی و انواع فنون یقینی، خاصه در فن تفسیر و علم کلام بی نظیر و امام همام بود. کتاب مستطاب تقریب الافهام در تفسیر آیات الاحکام، از مصنفات آن جناب بر غزارت (بسیاری) علم و فضل و تبحر و علوّ مرتبه او در علم تفسیر، دلیلی است روشن و حجتی است مبرهن. بالجمله توصیف و تعریف آن مستجمع الکمالات از حیّز تقریر و تحریر بیرون است:

زبانش مظهر اسرار تحقیق ضمیرش مطلع انوار توفیق
ز توضیح بیانش گشته روشن بر اهل علم هر مشکل ز هر فن

فررندش علامه سیداعجاز حسین هم می نویسد:
پیشوای بلند همّت و آقای بزرگوار، مقدس پرهیزکار و صاحب افتخار پایدار، رسیده به بالاترین مراتب دانش و کردار که در آن سستی و لغزش و انحراف راه ندارد. دارای عزّت استوار و افتخار بلند مرتبه، اهل فهم و دقت بسیار پدرم علامه بزرگوار ـ که خداوند درجاتش را بلند گرداند ـ هماره مشغول تألیف و ترویج شعائر دین و شب و روز در اندیشة دفع شبهات مخالفین بود. وی پُر عبادت، خوش اخلاق و برکنار از مردمان بود.[11]
و صاحب ریحانه هم می نویسد: «مفتی از اکابر علمای امامیه هند که بسیاری متتبع و محقق مدقق و جامع معقول و منقول و متکلم جدلی حسن المناظره بوده و در ردّ مخالفین مذهب اهتمام تمام داشته [است]».[12]

تألیفات آن علامه بزرگ و محدث سترگ شیعه در فنون مختلف، عبارتند از:

1ـ تقریب الأفهام فی تفسیر آیات الأحکام (فارسی)[13]
2 ـ تطیهر المؤمنین عن نجاسة المشرکین؛ در احکام نجاست کفار(هند، 1261ق)؛[14]
3 ـ احکام عدالت علویه (فارسی)؛ در دوازده باب و یک خاتمه (هند)؛[15]
4 ـ أبنیه الافعال؛ در علم صرف (اردو)[16]
5 ـ تکمیل المیزان لتعلیم الصبیان؛ شرح کتاب میزان در علم صرف[17]
6 ـ الحواشی و المطالعات[18]
7 ـ نفاق الشیخین بحکم احادیث الصحیحین؛[19] (هند، مطبعه شریفیه) 56 صفحه. (مؤلف دو حدیث صحیح از بخاری و مسلم آورده: 1. در بیان علامات نفاق؛ 2. در نزاع امیرالمؤمنین علیه السلام و عباس در امر فدک)؛
8 ـ مزیل الوسواس فی ردّ من تبع الخنّاس؛[20] نسخة خطی ناقص آن در کتابخانه مرکز احیای میراث اسلامی در قم (به شماره 988) موجود است.[21]
9 ـ رساله در تقیه (فارسی، لکهنو) ؛ فرزندش میرحامد حسین آن را به اردو ترجمه و در مجله الاصلاح چاپ کرده است؛[22]
10ـ رساله در گناهان کبیره (فارسی)[23]
11ـ سیف ناصری؛ ردّ باب اول تحفه اثنا عشریه عبدالعزیز دهلوی (که دربارة تاریخ فرقه های شیعه است)؛ نسخه‌ ای از آن در کتابخانه آستان قدس رضوی، به ش 114 (در 288 برگ وزیری) موجود است؛[24]
12ـ تقلیب المکائد؛ رد باب دوم تحفه اثنا عشریه (فارسی).[25] این کتاب، در کلکته، در سال 1262ق به چاپ رسیده و در دست چاپ مجدد است.
13ـ برهان سعادت؛ ردّ باب هفتم تحفه اثنا عشریه (فارسی).[26] این کتاب در موضوع امامت ائمه طاهرین علیهم السلام بوده و نسخه  ای از آن در کتابخانه راجه رضا (رامپور ـ هند) به شماره 555 در 510 برگ موجود است.[27] آزاد کشمیری، دربارة آن می  نویسد:
نسخ این کتاب، در حیات آن جناب، به اکناف و اقطار مشتهر گشته و علمای اعیان و نُبهای عالی شأن عصرش به وصف آن کتاب، رطب اللسان بودند. جناب سلطان العلماء مولانا السید محمد ـ طاب مرقده ـ در بعض مکاتیب خود که به آن جناب نوشته، مدح و ثنای بلیغ در حق کتاب مزبور فرموده و معاصرش عین الاعیان مرحوم سبحان علی خان هم در مکتوبی … نوشته:
« ابر مدرار عنایت، بحر زخار رأفت، محیط معقول و منقول، حاوی فروع و اصول، مولوی صاحب، مخدوم نیازکیشان، نحریر زمان دام مجدکم. سرلوح نیاز نامه به نیازمندی  ها نموده، گزارش می دهد که رسالة ردّ تحفه اثنا عشری تصنیف ملا زمان را دیدم. سبحان الله! چقدر درر غرر جواب های دندان شکن از بحر طبع گرامی سر بر زده و الحق چنین جوابی کمتر از فضلای سابق هم سرانجام یافته باشد. هر فقره  اش ذوالفقاری است برای قطع رئوس ادله مخالفان. اگر غلط نکنم به آن جناب ارث از جناب حیدر کرار رسیده بر وجود سراپا خیر و برکت سامی. امروز اهل حق، هرقدر که نازش نمایند می  زیبد. خامة مقصور اللسان چندان که به مدح طرازی جناب پردازد، اندکی است از بسیار. زیاده نیاز سبحانعلی».[28]
14ـ تشیید المطاعن لکشف الضغائن؛ ردّ باب دهم تحفه اثنا عشریه (فارسی)[29] این کتاب دربارة مطاعن، قبایح افعال و بدعت های خلفای ثلاث است. این کتاب شریف چند بار در هند، و اخیراً در 16 جلد (همراه با یک جلد مقدمه) با تحقیق آقایان: غلام نبی بامیانی، میر احمد غزنوی و برات علی سخی داد به چاپ رسیده است.
مؤلف، در این کتاب تمام مطاعن خلفای جور را از نظر رجال، حدیث و تاریخ، استوار ساخته و تمام نقض های عبدالعزیز دهلوی ـ که در حقیقت، بافته  های علمای عامه است ـ را از دیدگاه حدیثی و رجالی باطل و دروغ ها و تهمت  های آنان را فاش کرده است. سید اعجاز حسین، دربارة آن می  نویسد: « تشیید المطاعن، کتابی است که هیچ کس مانند آن را ندیده و تاریخ همتایش را پیدا نخواهد کرد. آن، دربرگیرندة الزام های استوار و پاسخ های محکم و پایدار است و مشتمل بر مطالبی است که در هیچ کتابی، این مطالب ـ که سبب قطع نزاع و فصل خطاب به جواب های شافی است ـ یافت نمی  شود».[30]
آزاد کشمیری هم می  نویسد:
… و آن کتابی است نهایت مبسوط در دو مجلد کبیر که مثل آن در حسن بیان و رشاقت عنوان و لطف تقریر و متانت تحریر و استیعاب اقوال و ضبط احوال رجال و افحام (خاموش کردن) معاندین و قطع لسان جاحدین و استیعاب شبهات مخالفین و ایضاح عوار غلطات این جماعت زائغین (روشن گری نابینایی غلط های این گروه آواره و گمراه) از سابق ازمان تا این اوان از تصانیف احدی از علمای اعلام و افاضل عالی مقام، به ظهور نرسیده.[31]
محمد امین مرعی الظاکی هم می نویسد:
تشیید المطاعن از نفیس  ترین، ارزشمندترین و با عظمت  ترین کتاب هاست. به خدا سوگند! این کتاب، گوهری ارزشمند و درّی بی مانند و یگانه روزگار است، که دیگران از آوردن مانند آن ناتوانند. این کتاب، افتخار زمان ماست. هیچ یک از نویسندگان چنین نوشتاری نداشتند تا بر او پیشی گرفته باشند. او از همه گوی سبقت را ربوده و کسی را یارای تقدیم بر او نیست.
در این کتاب، مطالبی گردآوری شده که در کتاب های گسترده دیگران ـ که بزرگان گواهی بر عظمت آن ها داده  اند ـ پیدا نمی  شود. کسی که این کتاب را داشته باشد مغبون نیست و هرکس مطالب آن را بداند، نادان نیست.
چه بسیار کسانی که به واسطه این کتاب گران مایه هدایت و رهنمون شدند، که شمارش آن ها در حساب ناید و در این کتاب نشاید؛ چه از شهرهای هند و چه از بلاد اسلامی.
پس از انتشارش، دانشمندان و نویسندگان با آغوش باز آن را پذیرفته و از هر طرف به سویش سرازیر شدند تا آن که نسخه هایش تمام شد… من پس از دیدن آن کتاب، آن را بسیار بزرگ تر از آن چه شنیده بودم، یافتم. آری؛ آن گوهری است گران قیمت که نمی  توان برایش قیمتی گذاشت.[32]
مؤلف در این کتاب با مراجعة فراوان به کتب شیعه و سنی ـ اعم از کتاب‌های لغت، ادبیات، شعر، تفسیر، تاریخ، اخبار و احادیث، فقه، اصول ،کلام، رجال و تراجم ـ طُرفه معجونی ساخته و گلستانی با طراوت پرداخته که گذشتِ روزگار، از صفا و پاکی آن نکاهد و کسی جوابش را نیاورَد.
در مقدمة خواندنی چاپ جدید این کتاب ـ که بسیار برایش زحمت کشیده اند و حق مطلب را ادا کرده  اند ـ از 350 کتاب از مصادر آن ـ که شاید در 2000 جلد باشد ـ نام برده  اند.
نسخه‌های خطی و چاپی این کتاب فراوان بوده و نسخه هایی از آن، به خط، حواشی، تکمیل و استدراک فرزند برومندش میرحامد حسین در کتابخانه آستان قدس رضوی (علیه السلام) موجود است.
در آغاز جلد اول کتاب (چاپ 1283 در چاپخانه مجمع البحرین) آمده:
تشیید المطاعن وکشف الضغائن
تصنیف جناب معلاّ القاب، عمدة المناظرین وقدوة المتکلمین، غرّة محاسن الایام وفخر فضلاء الانام، فارس مضمار الکلام، مؤیّد دین الاسلام، المترقـی من سنام الغرو الکمال أعلاه والرافل من ملابس الفخر والجلال فـی أبهاه، حامـی الدین والشریعة، حائز المقامات السنیّة الرفیعة، مغرس مصاص الفضل المعرق، مطلق صراح المجد المشرق، معدن الاسرار الدینیة، منبع الانوار الالهیة، المحرز لقصبات الشرف الخـفــی والجـلــی مولانا السید محمد قـلـی ـ اعلـی الله فـی الملأ الاعلـی ذکره وانار فـی سماء الفضل والقدس بدره.[33]
15ـ مصارع الافهام لقطع (لقلع) الاوهام؛ ردّ باب یازدهم تخفة اثنا عشریه که در اوهام، تعصّبات، هفوات و مغالطات اوست.[34] ظاهراً این کتاب هنوز به چاپ نرسیده است.
16ـ الاجوبة الفاخرة فی ردّ الاشاعرة ؛[35] ردی بر رشید الدین دهلوی است که در جواب سیف ناصری، کتابی نگاشته بود و مؤلف، ردود او را پاسخ گفته است.
17ـ فتوحات حیدریه؛ ردّ بر صراط المستقیم عبدالحیّ برهانوی (م1243) که در آن از اقامة مجالس ماتم امام حسین (علیه السلام) منع کرده و آن ها را بدعت دانسته است. مؤلف، جواز سوگواری و گریه و عزای بر امام حسین (علیه السلام) را از کتاب های عامه، ثابت کرده است.[36]
18ـ شعـلـة ظفریة لإحراق الشوکة العمریة ؛ ردّ بر شوکت عمریه، نوشته رشیدالدین خان ـ شاگرد عبدالعزیز دهلوی ـ که آن را در ردّ بارقه ضیغمیه، تألیف سلطان العلماء سید محمد بن دلدار علی نوشته بود و پس از شعله ظفریه، سلطان العلماء هم کتاب ضربه حیدریه را در ردّ بر شوکت عمریه نگاشت.[37] مؤلّف دراین کتاب، به اثبات حلیت متعتین (متعه حج و متعه زنان) با استفاده از کتب اهل سنت پرداخته است.
19ـ رساله در وجوب غسل مسّ میت. نسخه آن در کتابخانه ناصریه ـ لکهنو به شمارة 90 (فقه و اصول) موجود است.[38]
20ـ مقدمه الهیه؛ ردّ مقدمه تحفه اثنا عشریه.
دربارة تحفه اثنا عشریه:

تحفه اثنا عشریه، نوشته مولوی عبدالعزیز بن شاه ولی الله دهلوی (م1239ق) است که آن را در ردّ بر شیعه امامیه اثنا عشریه در دوازده باب نگاشته است. صدر الاسلام خویی می  نویسد:
عبدالعزیز دهلوی (1114-1176) که فاورقی نسب (یعنی به عمر فاروق نسب می رسانید) و قادری الطریقه (در تصوف، پیرو عبدالقادر گیلانی) بود، کتاب صواقع خواجه نصرالله کابلی را ـ که بر ردّ شیعه بود ـ به دست آورد و حمیّت جاهلیت و تعصب باطل، او را بر آن داشت تا کتاب را از عربی به اردو درآورد و آن را به نام خویش در 12 باب، منتشر سازد. وی، در این کتاب، در هر باب به گمان نادرست و خیال باطل خویش به هدم ارکان تشیع پرداخته و باعث ایجاد فتنه و اختلاف عمیق گردید. وی، از بیم امیر نواب نجف خان ـ که متصلّب در تشیع و دارای قدرت و شوکت و عظمت بود ـ کتاب را به نام شخصی مجهول و مستعار (غلام حکیم) منتشر کرد. ابواب دوازده گانة کتاب عبارتند از:
1 . مذهب شیعه و فرقه های آن؛
2 . مکاید شیعه؛
3 . پیشوایان شیعه؛
4 . راویان شیعه و بیان حالِ اخبار و احادیث آنان؛
5 . عقاید شیعه در توحید؛
6 . عقاید شیعه در نبوت؛
7 . عقاید شیعه در امامت؛
8 . عقاید شیعه در معاد و رجعت؛
9 . فتاوی و فروع فقهی شیعه؛
10 . مطاعن خلفای سه  گانه از دیدگاه شیعه؛
11 . اوهام و عادتهای شیعه؛
12 . تولی و تبری از دیدگاه شیعه.
پس از انتشار کتاب، گروهی از علمای شیعه، دامن همت به کمر بسته و به نقد و پاسخ به این کتاب پرداختند. نخستین بار، میرزا محمد کامل کشمیری دهلوی (م1235) بود که با کمال احاطه و تبحر در علوم گوناگون، کتاب نزعت اثنا عشریه را نگاشت و حق را نمایان و باطل را پنهان و نابود ساخت. سپس به بیان ردود و نقود کتاب پرداخته و بسیاری از آنها را نام برده است.[39]
شیخ آقا بزرگ تهرانی هم به سرقت و انتحال این کتاب از خواجه نصرالله کابلی تصریح کرده و تاریخچه ای از کتاب تحفه و صواقع الموبقة و ردود بر آن، گزارش کرده است که خواندنی است.[40] ترجمة آن مطالب نیز در مکارم الآثار ـ به اضافة مطالب دیگر ـ آمده است.[41]
همچنین در مقدمه چاپ جدید تشیید المطاعن به صورت گسترده و مستوفی از تحفه و صواقع الموبقة و ترجمه ‌ها و نقدها و فهرست مطالب «تشیید» سخن رفته و به خوبی، حق مطلب ادا شده است.[42]
مرحوم علامه سیدمحمد قلی، تمام ردّیه  ها و پاسخ های خود را تحت عنوان کلّی «الاجناد الإثنا عشریة المحمدیة »[43] نامیده و ردّ و نقد هر باب را به نام خاصی، نام گذاری کرده است.

 

 

پی نوشت ها :
[*] . ناصرالدین انصاری قمی :نویسنده و پژوهشگر حوزه علمیه
[1] . آزاد کشمیری، محمد علی، نجوم السماء ، ص447. اما این تاریخ ولادت با نوشته سید اعجاز حسین (فرزند سیدمحمدقلی) ـ که او را در وقت وفات پدرش هفت ساله دانسته (و فوت پدرش در 1181 می  باشد) درست درنمی  آید. تاریخ ولادت سیدمحمد قلی، طبق این حساب 1174 است؛ و اهل البیت ادری بما فی البیت.
[2]. کشمیری، میرزا محمد مهدی، تکمله نجوم السماء، ج 2، ص 25؛ آقا بزرگ تهرانی، کرام البررة ، ج3، ص 254
[3] . آزاد، نجوم السماء، ص 448؛ کشمیری، محمد مهدی، تکمله نجوم السماء، ج 1، ص22، به نقل از اعجاز حسین در شذور العقیان؛ انصاری، ناصرالدین، اختران فقاهت، ج 1،ص 234
[4] . به نقل از نجوم السماء.
[5] . همان، ص 447، به نقل از مرآة الاسرار و مرتضی حسین در مطلع انوار، ص 599
[6] . حسینی رضوی عظیم آبادی، تذکرة العلماء (ضمن ورثه الانبیاء)، ص 320
[7] . مرتضی حسین صدر الافاضل. مطلع انوار، ص 600
[8] . آزاد، محمدعلی، نجوم السماء، ص 448
[9] . حسینی رضوی، سید مهدی، تذکرة العلماء، ص 320
[10] . صدرالافاضل، مرتضی حسین، مطلع انوار، ص 601
[11] . اعجاز حسین، کشف الحجب والاستار، ص 83
[12] . مدرس خیابانی، ریحانة الادب، ج 4، ص 55
[13] . الذریعه، ج 4، ص 366؛ کرام البررة ، ج 3، ص 255
[14] . الذریعه، ج 4، ص 202
[15] . همان، ج 1،ص 299؛ اعجاز حسین، کشف الاستار، ص 27
[16] . الذریعه، ج 1،ص 72
[17] . همان. ج 4، ص 416
[18] . به نقل از مقدمه تشیید المطاعن.
[19] . تذکره العلماء، ص 321 (پاورقی)؛ الذریعه، ج 24، ص 43
[20] . تذکره العلماء، (پاورقی)، ص 321
[21] . حسینی اشکوری، سید احمد، فهرست نسخه  های خطی مرکز احیای میراث اسلامی، ج3، ص210
[22] . الذریعه، ج 4، ص 405
[23] . همان، ج 17، ص 259؛ اعجاز حسین، کشف الاستار، ص 280
[24] . تذکرة العلماء (پاورقی)، ص 320، به نقل از استادی، رضا، «فهرست دویست و سی نسخه خطی»، مجله نور علم، ش 54، ص 95؛ الذریعه، ج 12،ص 290
[25] . همان جا و الذریعه، ج 4، ص 389
[26] . همان و الذریعه، ج 3، ص 96
[27] . تذکرة العلماء، (پاورقی) ص 320
[28] . آزاد کشمیری، محمدعلی، نجوم السمآء، ص 449
[29] . الذریعه، ج4، ص 192
[30] . اعجاز حسین، موسوی، کشف الحجب والاستار، ص 122
[31] . آزاد کشمیری، میرزا محمدعلی، نجوم السماء، ص 449
[32] . الانطاکی، محمد امین، لماذا اخترت مذهب اهل البیت علیهم السلام، ص 421. او از علمای شافعی مذهب حلب (سوریه) بوده که پس از مطالعات فراوان، به حقانیت مذهب تشیع پی برد و از مذهب عامه دست کشید و به مذهب اهل بیت علیهم السلام گروید و این کتاب را نگاشت (که به فارسی هم ترجمه شده است).
[33] . به نقل از مقدمه تشیید المطاعن، ج 0، ص 203
[34] . اعجاز حسین، کشف الحجب والاستار، ص 524؛ الذریعه، ج 21، ص 96؛ آزاد کشمیری، نجوم السماء، ص 450
[35] . نجوم السماء، ص 450؛ الذریعه، ج 1، ص 277
[36] . الذریعه، ج 16، ص 116
[37] . همان، ج 14، صص 198-199؛ مرآة الشرق، ج 2، ص 49
[38] . تذکرة العلماء، ص 321 (پاورقی)
[39] . صدرالاسلام خویی، محمد امین، مرآة الشرق، ج 2، ص 1124. هر چند با دسیسه عبدالعزیز دهلوی، میرزا محمد کامل کشمیری مسموم و به شهادت رسید (همان).
[40] . الذریعه، ج 10، صص190ـ191 و ج 3، ص 177
[41] . معلم حبیب آبادی، محمدعلی، مکارم الآثار، ج 4، صص 1089ـ1091
[42] . سخی داد، برات علی و دیگران، مقدمه تشیید المطاعن، صص 46 ـ 186
[43] . الذریعه، ج 4، ص 193

دیدگاه :

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

یک × پنج =