آشنایی اجمالی با فرزندان مرحوم مفتی محمد قلی

0
363

از مرحوم مفتی محمد قلی، به جز کتابهای فراوان، شاگردان و فرزندان و نوادگان و خاندان گرامی اش باقی ماند که تاکنون منشأ خدمات بسیاری در لکهنو و بلاد هند بوده اند. نام نیک این خاندان، پس از گذشت دو قرن، همچنان در جوامع علمی شیعه طنین افکن است. آنان عبارتند از:

1. علامه سید سراج حسین موسوی (م1282ق)؛ او حکیم، فیلسوف،[1] طبیب، مهندس و ریاضیدان زمان خود بود.
2 . علامه سید اعجاز حسین موسوی (1240ـ1286ق)؛ صاحب کشف الحجب والاستار عن وجه الکتب والاسفار و نیز شذور العقیان فی تراجم الاعیان و همچنین شریکِ در تألیف استقصاء الإفحام با برادرش میرحامد حسین. محدث قمی دربارة او می  نویسد: «اوسط ایشان جامع الکمالات، منبع الافادات، سید عالیقدر و فاضل وسیع الصدر، صاحب التصانیف العدیدة و التألیف المفیدة [بود]».[2]
علامه تهرانی هم می ‌نویسد:
وی، فقه و اصول و کلام و حدیث را از أبطال و فحول فرا گرفت تا به درجات والای علم و دانش دست یافت و به ارث از پدرش به بحث و تحقیق و کاوش و جست وجو، علاقه بسیار داشت و در مسایل امامت و خلافت، دستی گسترده و نظری دقیق داشت و با یاری برادر بزرگترش (صحیح کوچک تر) میرحامد حسین، کتاب «استقصاء الافحام واستیفاء الانتقام» را در ردّ منتهی الکلام نگاشت، هر چند این کتاب به نام میرحامد حسین شهرت یافت، اما او در کلام و مناظره و جدل از برادرش کمتر نبود… .[3]
علامه سید حسن صدر هم می  نویسد: «عالم عامل، فاضل کامل، متکلم معاصر، محدث حافظ ثقه ورع تقی نقی زاهد مروج مذهب…».[4]
نقوی لکهنوی هم می  نویسد: «فاضل لو ذعی، عالم المعی، المحدث الخبیر والحبر النحریر مولانا السید اعجاز حسین المرحوم».[5]
3 . علامه بزرگ میرحامد حسین (1246ـ1306ق) صاحب عبقات (در ردّ باب هفتم تحفه اثنا عشریه). اعتماد السلطنه درباره  اش می  نویسد:
میرحامد حسین از آیات الهیه و حجج شیعه اثنا عشریه است. گذشته از مقام فقاهت، در علم شریف حدیث و احاطه تام بر اخبار و آثار و معرفت احوال رجال از شعب شیعه و اهل سنت و جماعت اولین شخص امامیه است قولا مطلقا. و در فن کلام لاسیما مبحث امامت، که از صدر اسلام تاکنون مابین دو فرقه بزرگ از این ملت میمون، معنون گردیده صاحب مقامی مشهود است و موقفی بین المسلمین مشهور. هرکس کتاب عبقات الانوار این بزرگوار دیده باشد، می داند که در ابواب مذکور در کتاب مسطور، از اولین و آخرین، احدی بدان منوال سخن نرانده است و بر آن نمط تضعیف نپرداخته… .[6]
علامه سید حسن صدر هم می  نویسد:
وی، در شمار بزرگ ترین متکلمان است و برترین عالمان نامی دین و اساطین استوار استدلال. او عمر خویش را در یاری ایمان و نگهبانی شریعت جدش، بزرگ پیامبران و امامان گذراند و دین را با تحقیقات گران بهایش یاری کرد و با دقت نظرهای والای خود و با آن براهین پیامبرانه و آن منطق و گفتار علی مانند و آن احتجاجات، که به سان احتجاج های امام رضا علیه السلام بود و بدین گونه روشن ساخت که باب هفتم تحفه، خطابه هایی است یاوه و عباراتی است هذیان که مردم جهان بدان می  خندند… .[7]
محدث قمی هم می‌ نویسد:
سید اجل، علامه روزگار، وحید الأعصار، فرید الادوار، دریای ناپیداکنار، جامع علوم عقلی و نقلی، مدار فنون فرعی و اصلی، رهرو راه پدران پاکش و حمایت گر حریم نیاکان بزرگوارش، آیة الله فی العالمین وحجت الحق علی الخلق اجمعین، مولانا الاجل وسیدنا المبجل میرسید حامد حسین شکر الله مساعیه وانزله من الفردوس معالیه.[8]
شیخ آقا بزرگ هم می  نویسد:
وی، دانشمندی پر تتبع و پر اطلاع بود و بر آثار و اخبار و میراث اسلامی چیره. او در این تتبع و احاطه به مرتبه ای رسید که هیچ یک از معاصرانش ـ و هم پیشینیان و آیندگان ـ به پایه  اش نرسیدند. همة عمرش را به بحث و بررسی رازهای پنهان دین و دفاع از حریم اسلام و دین مبین گذرانید و من به یاد ندارم در این قرون اخیر، کسی همانند وی مجاهده کرده باشد و همه چیز خویش را در راه استواری حقایق دین از دست داده باشد. چشم روزگار در تمام شهرها و عصرها، در پژوهش و تتبع، در کثرت اطلاع، در دقت نظر و هوش، در حفظ و ضبط مطالب، کسی چون او ندیده است… .[9]
خوانساری هم می‌نویسد:
لسان الفقهاء والمجتهدین وترجمان الحکماء والمتکلمین وسند المحدثین، مولانا سید حامدحسین بن مفتی سید محمد قلی موسوی نیشابوری کنتوری (ره) از اکابر متکلمین باحثین دیانت و ذابّین بیضه شریعت و حوزة دین حنیف بود. وصیت او در شرق و غرب شایع و به فضلش عجم و عرب معترف گردید. جامع فنون علم، واسع الاحاطه، کثیر التتبع، دائم المطالعه، محدث رجالی، ادیب اریب بود. عمر شریف خود را در تصنیف و تألیف صرف کرد… آن بزرگوار در دیار هندیه سیدالمسلمین حقا وشیخ الاسلام صدقا بود و مردم عصرش قاطبه بر علو شأن او در دین و سیادت و حسن اعتقاد و کثرت اطلاع و سعة باع و لزوم طریقه سلف، معتقد و معترف بودند… .[10]
فرزند برومندش، علامه آیت الله سید ناصرحسین موسوی بود، که از او هم در مقاله ای مفصل یاد کرده  ام.[11] نوه های او سید محمد نصیر موسوی (م1386ق) و سید محمد سعید موسوی (م1387ق) بوده  اند.
4 . علامه سید غلام حسنین کنتوری (1247ـ1337ق)؛ داماد سید محمدقلی موسوی. وی، بر زبان های عربی و فارسی مسلط بود و کتاب های بسیاری به سه زبان: اردو، عربی و فارسی تألیف و منتشر نمود. وی، در 1262ق با دخترِ علامه سیدمحمد قلی ازدواج نمود و در درس های میرحامدحسین و ممتاز العلماء حاضر شد و روزنامه «الاخبار» و کارخانه  های ساعت سازی، صابون پزی و چاپخانه تأسیس کرد. او از داعیان تقریب بین شیعه و سنی بود و در تأسیس «ندوة العلماء» با شبلی نعمانی همکاری داشت. مرتضی حسین می  نویسد:
« اطلاعات او در علوم قرآنی، حدیث، فقه، اصول، موسیقی، شیمی، علم جفر، ترشیع اعضا، فیزیک، فلسفه، طب و غیر آن ها در سطح عالی بود. قانون بوعلی را به صورتی فصیح به اردو ترجمه کرد و یکی از کتاب هایش انتصار الاسلام ـ در علم کلام ـ می  باشد و مطالعة آن برای متفکران اسلامی بسیار مطلوب است. تجربیات علمی، تحقیقات طبی و مباحث فلسفی از کارهای روزمره وی بود. وی در حالی که طبابت می  کرد، مقالات فراوانی در روزنامه  ها و مجلات کشور به چاپ می  رساند و به هرگونه اعتراضات علیه اسلام پاسخ می  گفت.

تألیفات چاپی او عبارتند از:
1 . انتصار الاسلام (3ج، اردو)؛
2 . مائتین در مقتل حسین علیه السلام (عربی و فارسی)؛
3 . طلاقت حسینیه (عربی، اردو)؛
4 . حسینیه قرآنیه (عربی، اردو)؛
5 . ذوالجناحیه حسینیه؛
6 . مفارقات حسینیه و عثمانیه (عربی و اردو)؛
7 . شرح قانون بوعلی سینا (اردو)؛
8 . شرح تشخیص جالینوس (فارسی)؛
9 . زینبیه ـ دربارة همسران پیامبر خدا و ردّ نصارا (اردو)؛
و چندین کتاب خطی دیگر.

فرزندانش مولوی سید تصدق حسین و مولوی سید محمدعلی هم از جمله علمای بزرگ و فضلای فیض آباد بوده  اند.
وی، در 13 ربیع الاول 1337ق (دسامبر 1919م) در فیض آباد درگذشت و در کنتور به خاک سپرده شد.[12]
مولوی تصدق حسین هم، شخصیت نامی لکهنو بود. در 17 ربیع الثانی 1263ق زاده شد و نزد پدر بزرگوارش و دایی عالیقدرش میرحامد حسین و مفتی میرمحمدعباس شوشتری، فقه، اصول، حدیث، کلام و… را فراگرفت. سپس به دروس ممتاز العلماء سیدمحمد تقی حاضر شد و پس از آن به یاری دایی اش میرحامد حسین شتافت و او را در تألیف عبقات الانوار و استقصاء الافهام یاری رسانید و همزمان به تدریس هم پرداخت و طلاب تحت تأثیر اخلاق و مهربانی و تربیت او قرار گرفتند.
او در 24 ربیع الاول 1314ق، ازسوی نواب عمادالملک به سرپرستی کتابخانه مشهور آصفیه منصوب شد و ده ها نفر را در کتابشناسی، کتابداری، تحقیق تربیت کرد و در پیشرفت کتابخانه زحمات بسیار کشید و نسخه بدل های هزاران کتاب را به دست آورد و صدها محقق را دعوت و برای آنان، کار مهیّا و آماده کرد. نوادر متعدد را به دست آورد، فهرست ها را آماده و کتابخانه را به صورت یک ادارة فعال تبدیل کرد و بسیاری از کتاب ها را به وسیلة برادرش در لکهنو و دکن به چاپ رسانید. بسیاری از ادب دوستان، عالمان و دانشمندان به دعوت وی، به حیدرآباد سفر کردند و تحت تأثیر مهمان نوازی، اخلاق پسندیده و تواضع او قرار گرفتند. عبدالمسیح انطاکی ـ شاعر مسیحی مصری ـ در شأن وی قصیده ای عربی سرود و به چاپ رسانید.

وی، در پنجشبنه 25 شوال 1348ق درگذشت و در تشییع جنازه  اش، همة اهالی شهر حیدرآباد از هندو و مسلمان (شیعه و سنی) شرکت کردند و در قبرستان قطب شاهی مدفون شد.
فرزندانش مولانا سیدعباس حسین ـ سرپرست کتابخانه آصفیه ـ و سیدعلی محمد بودند.[13]

 

____________________________________________

[1] . از او مفصل در اختران فقاهت (ج 1، صص236ـ237) قلم زده‌  شده
[2] . محدث قمی، فوائد الرضویة، ص 596
[3] . آقا بزرگ تهرانی، کرام البررة، ج 1، ص 149
[4] . صدر، سید حسن، تکمله امل الآمل، ج 1
[5] . نقوی، سید احمد، ورثة الانبیاء، ص41
[6] . اعتماد السلطنه، محمدحسین خان، المآثر والآثار، ص 168
[7] . صدر، سید حسن، تکمله امل الآمل، ج 1
[8] . محدث قمی، فوائد الرضویة ، ص 596
[9] . آقا بزرگ تهرانی، نقباء البشر، ج 1، ص 347 (ترجمه از استاد محمد رضا حکیمی در: میرحامد حسین، ص 121)
[10] . موسوی خوانساری، سیدمحمد مهدی، احسن الودیعه، ج 1، ص 104 (ترجمه از حاج ملاعلی واعظ خیابانی در علمای معاصرین، ص 30). درباره میرحامد حسین، مقاله مفصلی در اختران فقاهت، (ج 1، صص 231-267) نگاشته  ام
[11] . انصاری قمی، ناصرالدین، اختران فقاهت، ج2، صص 89 ـ111
[12] . مرتضی حسین، مطلع انوار، صص 419ـ520
[13] . همان، صص 155ـ 157

مقاله قبلینقش علمای مهاجر ایرانی در ترویج تشیع در هند
مقاله بعدیاز خاندان علامه میرحامدحسین چه می‌دانیم؟

دیدگاه :

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

3 × پنج =